سيد علي اكبر قرشي
23
قاموس قرآن ( فارسي )
بالتفات و برگشتن نيز گفته مىشود مثل : * ( وَلَّى مُدْبِراً وَلَمْ يُعَقِّبْ يا مُوسى لا تَخَفْ . . . ) * نمل : 10 . يعنى گريزان برگشت و بر نگرديد و به پشت سرش توجّه نكرد در جوامع الجامع نقل شده . فَما عَقَّبُوا اذْ قيلَ هَلْ مُعَقِّب وَلا نَزَلُوا يَوْمَ الْكَريهةِ مَنْزِلًا آنگاه كه گفته شد : آيا برگردندهاى ( پس از فرار ) هست ؟ بر نگرديدند و روز سختى در منزلى نازل نشدند و لياقت نشان ندادند . * ( وَالله يَحْكُمُ لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِه ) * رعد : 41 . خدا حكم مىكند و حكم او را تعقيب كنندهاى نيست كه او را در قبال حكم مسؤل دارد . اعقاب : در پى آمدن . اثر گذاشتن . * ( فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِي قُلُوبِهِمْ إِلى يَوْمِ يَلْقَوْنَه . . . ) * توبه : 77 . اين كار تا قيامت نفاق را در قلوب آنها گذاشت و در پى آورد . عقبه : * ( فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ . وَما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ فَكُّ رَقَبَةٍ ) * بلد : 11 - 13 . عقبه بمعنى گردنه است و راهى در قلهء كوه . مجمع در علَّت تسميهء آن گفته : كه لازم است در آن عقوبت تنگى و خطر را متحمّل شد . و بقولى آن راه تنگى در قلَّهء كوه است كه بايد با تعاقب از آن گذشت . در آيهء شريفه آزاد كردن بنده و غيره بورود در گردنه تشبيه شده است كه در هر دو مجاهدهء نفس لازم است . * ( لَه مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْه وَمِنْ خَلْفِه يَحْفَظُونَه مِنْ أَمْرِ الله إِنَّ الله لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ . . . ) * رعد : 11 . على عليه السّلام و ابن عباس و زيد بن على و قتاده « بِامْرِ الله » خواندهاند ضمير * ( لَه ) * - . . . * ( يَدَيْه ) * . . . - * ( خَلْفِه ) * . . . - * ( يَحْفَظُونَه ) * راجعاند بلفظ موصول در آيهء سابق كه * ( مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ . . . ) * باشد مراد از * ( مِنْ أَمْرِ الله ) * حوادث است يعنى : براى انسان تعقيب كنندگانى و نگهبانانى است از پس و پيش كه او را از امر خدا و از حوادث حفظ ميكنند كه خدا آنچه را كه براى مردمى است